درون خوددارى و اين گوهر را به بهاى كم مفروش . ولى انسان فراموشكار ، معمولًا گوهر وجود خويش را به يك نگاه آلوده ، به يك غيبت از برادر مؤمن يا به يك رياست طلبى ارزان مىفروشد . چنين انسانى زيانكار شده است و هدايت او مشكل خواهد بود .
پيغمبر اكرم ( ص ) در روايتى مىفرمايند :
« يَأْتِي عَلَي النَّاسِ زَمَانٌ . . . . دِينُهُمْ دَرَاهِمُهُمْ وَ هِمَّتُهُمْ بُطُونُهُمْ وَ قِبْلَتُهُمْ نِسَاؤُهُمْ يَرْكَعُونَ لِلرَّغِيفِ وَ يَسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ حَيَارَي سُكَارَي لَا مُسْلِمِينَ وَ لَا نَصَارَي » « 1 »
به زودى بر امّت من زمانى مىرسد كه مردم دينشان را به خاطر مال از دست مىدهند و تمام توجّه آنان به شهوتشان است ، اين افراد در مقابل هر انسان بىدينى سر خم مىآورند ، براى آنها يك حالت سرگردانى و حيرت پيش مىآيد . ايشان كافر نيستند چون نماز مىخوانند و به معاد اعتقاد دارند . ولى مسلمان هم نيستند چون مسلمان در زندگىاش يك سير صعودى به سوى خدا دارد و همواره در حال حركت در مسير رسيدن به حق تعالى است . اين سرگردانى كه پيامبراعظم ( ص ) پيش بينى فرمودهاند ، همان است كه بسيارى از افراد اجتماع كنونى به آن مبتلا شدهاند و از آنجا ناشى مىشود كه انسان نمىداند از كجا آمده و به كجا خواهد رفت ؟
اميرالمؤمنين على ( ع ) در روايتى كه منسوب به آن حضرت است ، مىفرمايند :
« رحم الله امرءاً علم من أين و فى أين و إلى أين » « 2 »
ولى متأسّفانه اكثر مردم به جاى عمل به اين روايت ، مشغول زندگى مادى شدهاند . فشار زندگى بر آنان هجوم آورده است ، چون ايشان راه خود را گم كردهاند و طبق فرمايش پيامبر اكرم ( ص ) ، دين خود را ارزان از دست دادهاند .
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 71 ، ص 166
( 2 ) . اعلام الدين ، ص 344 و نيز الوافي ، ج 1 ، ص 116