« الصَّلاةُ مِعرَاجُ المُؤمِن » « 1 »
نماز سبب عروج مؤمن است .
متأسّفانه عدّهاى در حج ، هدف اصلى انجامِ اعمال را فراموش كردهو به ظاهر احكام آن تمسّك مىجويند . مثلًا هنگام احرام بستن به درست بودن تلفّظ لبّيك بيش از حد توجّه مىكنند و براى آنكه اين الفاظ را درست ادا كنند ، به معناى آن توجّهى ندارند . توجّه افراطى به ظواهر احكام فقهى موجب ايجاد وسواس در بعضى از حاجيان مىشود . در طواف نيز وقتى نگرانى حاجى در اين است كه شانهء او به اطراف منحرف و از محدودهء معينى خارج نشود ، ديگر محلّى براى توجّه او به معنا و اسرار طواف باقى نمىگذارد . چه نيكوست همانطور كه در اعمال حج به مسائل فقهى توجّه مىكنيم ، به اسرار اعمال و نكات اخلاقى و عرفانى آن نيز توجّه كنيم تا اين اعمال باعث تحوّل معنوى در وجود ما باشد .
چه خوب است كه فقهاى معاصر شرايط كنونى را در نظر بگيرند و با توجّه به جمعيت حجگزار ، به ويژه در ايام حجّ واجب ، فتاواى خود را به نحوى بيان كنند كه حجّاج به زحمت نيفتند و در شرايط ازدحام بتوانند در محدودهء وسيعترى طواف كنند و هر كجاى مسجد كه مقدور بود ، نماز طواف را بهجا آورند .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 81 ، ص 255