اوّل بگيرد ، مانعىندارد ، ولىاگر وقت قضاىرمضان آخر تنگ باشد ؛ مثلًا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد ، بايد اوّل قضاىرمضان آخر را بگيرد .
مسئله 96 اگر قضاىروزهء چند رمضان بر او واجب باشد و در نيّت معيّن نكند روزهاىرا كه مىگيرد قضاىكدام رمضان است ، قضاىسال اوّل حساب مىشود .
مسئله 97 اگر قضاىروزهء رمضان را يك سال يا چند سال تأخير بيندازد ، بايد قضا را بگيرد و در صورتىكه متمكن باشد ، براىهر روز 750 گرم طعام به فقير بدهد و از جهت تأخير يك سال يا چند سال ، چيزىبر او واجب نمىشود .
مسئله 98 كسىكه قضاىروزهء رمضان را گرفته ، اگر وقت قضاىروزهء او تنگ نباشد ، مىتواند پيش از ظهر روزهء خود را باطل نمايد .
مسئله 99 اگر به واسطهء مرض ، حيض يا نفاس روزهء رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد ، لازم نيست روزههايىرا كه نگرفته ، براىاو قضا نمايند .
مسئله 100 اگر به واسطهء عذرىنظير مرض ، نداشتن قدرت ، مسافرت يا شير دادن و مانند اينها روزهء رمضان را نگيرد و تا رمضان سال بعد به واسطهء هر عذرىنتواند قضا كند ، قضاىروزههايىرا كه نگرفته است ، بر او واجب نيست و بايد براىهر روز معادل 750 گرم گندم يا جو و مانند اينها يا قيمت اينها را در صورت تمكّن به فقير بدهد .
مسئله 101 اگر در ماه رمضان به واسطهء عذرىروزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او بر طرف شود و تا رمضان آينده عمداً قضاىروزه را نگيرد ، بايد روزه را قضا كند و براىهر روز 750 گرم گندم يا جو و مانند اينها يا قيمت اينها را به فقير بدهد .
روزه، سلوك پرهيزكاران (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨٣