علاوه بر آن ، به « صاحب علم الكتاب بودن » او هم اشاره شده است . تمامى علماى شيعه اتّفاق نظر دارند و ميان اهلسنّت هم مشهور اين است كه مراد از مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَاب وجود مقدّس اميرمؤمنان على ( ع ) است . « 1 » و اين فضيلت بسيار بالايى براى آن حضرت است ؛ چون از نظر ادبى ، « علم » مصدر است كه به « الكتاب » اضافه شده است ، و در زبان عربى ، مصدر مضاف دلالت بر استغراق و شمول دارد ؛ يعنى علم همهء قرآن نزد على ( ع ) است . قرآنى كه نسخهء مكتوب عالم وجود است ، قرآنى كه
« 2 » است يا وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فى كِتابٍ مُبين ؛ « 3 » هيچچيز پيدا نمىشود مگر اين كه در قرآن است ، على ( ع ) عالم به علم تمامى چنين كتابى است . در داستان حضرت سليمان ( ع ) ، بعد از آن كه هُدهُد به او خبر داد كه در يمن ، قومى را ديدهام كه زنى بر آنان سلطنت مىكند و همگى خورشيد پرست هستند ، حضرت سليمان ( ع ) نامهاى به او نوشت و او را دعوت به خدا پرستى كرد . آن زن در پاسخ با تلطّف و مهربانى ، هديهاى براى او فرستاد ، مبنى بر اين كه كارى به كار ما نداشته باش ؛ تو در منطقهء خود حكومت كن ، من هم در