مىشود ، ثانياً بايد به سختى بيفتم تا خدا مرا ببخشد . نمازهايم را گاهى آنقدر كلماتش را تكرار مىكنم كه بدنم شروع به لرزش مىكند . مثلًا در تلفّظ عين و حاء شك مىكنم يا در أشهد چندين بار « اش » مىگويم تا بتوانم كلمه را ادا كنم مىترسم خدا مرا نبخشد يا گناه كنم . لطفاً مرا راهنمايى فرماييد .
* كليّه آنچه نوشتهايد غلط و حرام است و شما بايد راجع به اين گونه امور بىتفاوت باشيد تا خوب شويد . « لااله الا لله » را زياد بگوئيد . سؤال 141 متأسّفانه مدّتى است كه به بيمارى وسواس دچار شدهام . شايد به نظرتان مسخره بيايد اما هر دفعه كه به دستشوئى مىروم ( با عرض معذرت ) با وجود اينكه خودم را تطهير مىكنم ، امّا همين كه از دستشوئى بيرون مىآيم ، شك مىكنم كه اين كار ( تطهير ) را كردهام يا نه . از ترس اينكه مبادا نمازهايم صحيح نباشند به تعويض لباس و تطهير مجدد اقدام مىكنم امّا دفعه دوّم ( و گاه دفعات سوّم ، چهارم و پنجم ) همين شك برايم پيش مىآيد . گاه شك مىكنم كه ممكن است به درستى تطهير نكرده باشم . آيا مىتوانم به شك هايم در اين موارد كه واقعاً برايم آزار دهنده شده اعتنا نكنم ؟
* همان دفعهى اوّل كه از دستشوئى بيرون آمديد بايد برنگرديد . بايد لباس عوض نكنيد . بايد به شكّ خود ، بلكه به مظنّه خود ، بلكه به يقين خود عمل نكنيد . و اين بى اعتنائى دواى درد شما است و اين بى اعتنائى از نماز هم براى شما واجب تر و اعتناكردن براى شما حرام است . سؤال 142 من گاهى وقتها در مورد بعضى كارها كه نمىدانم حلال است يا حرام ، باطل است يا درست دچار شك مىشوم . در همين موقع دچار اضطراب خاصّى مىشوم و در ذهنم كسى مىگويد كه حكم آن را بايد بپرسى و الّا به جهنّم مىروى و من از ترس آن را انجام نمىدهم و گاهى هم اعمالم را مثل تيمّم از
راهكارهاى عملى درمان وسواس (به انضمام احكام واستفتاءات) (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨٢