« مَا أُبَالِي أَ بَوْلٌ أَصَابَنِي أَوْ مَاءٌ إِذَا لَمْ أَعْلَم « 1 » »
باكى ندارم از اين كه به من بول باشد يا آب ، وقتى كه نمىدانم .
همين مقدار كه نمىدانم پاك است يا نجس ، يعنى براى من پاك است ، هر چند در واقع نجس باشد . اين قاعدهى « طهارت » بسيارى از امور را براى ما راحت كرده است . و همين طور قاعدهى « حل » كه وقتى نمىدانيم فلان چيز حلال است يا حرام ، بنا را بر حلال بودن آن بگذاريم . اسلام اين قواعد را به اين دليل وضع كرده است كه ما وسواسى نشويم .
يكى از بدبختىهايى كه وسواسى دارد ، اين است كه همه را جز خودش نجس مىداند ؛ معلوم است كه اين كار شيطان است . اگر قدرى دقيقتر نگاه كنيم ، معنايش اين است كه همه جز خودش را جهنّمى مىداند ؛ اتّفاقاً اگر دست از اين كار زشتش بر ندارد خودش زودتر از ديگران به جهنّم مىرود . خلاصه همهى فقها مىگويند : شكّاك و وسواسى بايد با بى اعتنايى دست از كارهايش بردارد .
شخصى به خدمت امام صادق ( ع ) آمد و در مورد خوردن پنير سؤال كرد .
حضرت فهميدند كه اين شخص وسواسى است . پولى به غلامشان دادند و فرمودند : برو پنير بخر و بياور . غلام هم پنير را آورد و حضرت از آن خوردند .
دوباره آن شخص در مورد پنير سؤال كرد .
امام صادق ( ع ) فرمودند : مگر نديدى آن را خوردم ؟
گفت : ديدم امّا دوست دارم از خودتان بشنوم !
حضرت فرمودند : در مورد پنير و غير آن به تو مىگويم كه هر چه كه در آن حلال و
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 72 ؛ شيخ طوسى ، تهذيب الأحكام ، ج 1 ، ص 253