قربانى در منا زنده كردن خاطرهى بزرگ حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل ( ع ) نيز هست ، آنگاه كه از سوى محبوب خطاب به ابراهيم ( ع ) امر آمد كه جوانت را در منا ذبح كن و آن حضرت امر محبوب را به فرزندش اسماعيل ( ع ) گوشزد كرد و او با كمال رغبت پذيرفت ؛
يَا ابَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ
« 1 » « پدرم ! هر چه دستور دارى اجرا كن . »
و هر دو با كمال شوق و عشق ، تا سر حدّ ذبح جلو رفتند ، و آنگاه از سوى محبوب ندا آمد كه از امتحان پيروز به در آمديد ؛
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
« 2 » « آنچه را در خواب مأموريت يافتى ، انجام دادى . »
*
حَلْق يا تقصير
؛ تراشيدن سر يا اصلاح سر و صورت يعنى تراشيدن باقى ماندهى كدورتها ، رذالتها و
هامش
( 1 ) 1 . صافات / 102
( 2 ) 2 . صافات / 105