احكام طلاق
مسأله 2042 - طلاق بر دو قسم است :
1 - طلاق رجعى ، و آن طلاقى است كه مرد زنش را نخواهد ، مهريهاش را بپردازد و او را طلاق دهد ، كه در اين قسم ، مرد بعد از طلاق ، حقّ رجوع مجدد به همسر خود را دارد يعنى مىتواند بدون عقد او را به همسرى قبول نمايد .
2 - طلاق بائن ، و آن طلاقى است كه بعد از طلاق ، مرد حقّ ندارد به زن خود رجوع كند ، يعنى نمىتواند بدون عقد او را به همسرى قبول نمايد و آن بر شش قسم است :
اوّل : طلاق زنى كه نه سالش تمام نشده باشد .
دوّم : طلاق زنى كه يائسه باشد .
سوّم : طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكى نكرده باشد .
چهارم : طلاق زنى كه شوهرش او را سه دفعه طلاق داده است .
پنجم : طلاق خُلع ، و آن طلاقى است كه زن به شوهرش مايل نيست و مهريه يا مال ديگر خود رابه او مىبخشد كهطلاقشدهد .
ششم : طلاق مبارات ، و آن طلاقى است كه زن و شوهر ، يكديگر را نخواهند و زن مهريه يا مال ديگر خود را به او مىبخشد تا او را طلاق دهد .
مسأله 2043 - مردى كه زن خود را طلاق مىدهد بايد رشيد باشد و به اختيار خود طلاق دهد ، و اگر او را مجبور كنند كه زنش را طلاق دهد طلاق باطل است و نيز بايدقصد طلاق داشته باشد ، پس اگر صيغهء طلاق را به شوخى بگويد صحيح نيست .
مسأله 2044 - در تمام اقسام طلاق اگر خود شوهر بخواهد صيغهء طلاق را بخواند بايد بگويد :
« زَوْجَتى طالِق » يعنى زن من رها است ، و اگر ديگرى را وكيل كند بايد بگويد « زَوْجَةُ مَوَكِّلى طالِق » ، و كلّيه شرايطى كه در صيغهء نكاح گفته شد اينجا هم بايد باشد به اضافه اينكه طلاق بايد در محضر دو مرد عادل باشد .
مسأله 2045 - زن بايد در وقت طلاق از خون حيض و نفاس پاك باشد و شوهرش در آن پاكى با او