مهمى انجام دهند ، و اين است « تقيّه » .
و اين معنى در شرايط ضرورى و حساس از نظر عقل و شرع هيچ گونه اشكالى ندارد . اگر تقيه نكنند يا بايد تسليم استعمار شوند و دست از هدف بردارند ، و يا بايد كشته شوند و از اين نظر كه نيرويى از كف رفته موجب تضعيف جبههء حق گردند .
با اين همه ضرر انتقاد دشمن از قانون « تقيه » به اندازهء ضرر تصور جاهلانهء دوست ، از مفهوم « تقيه » نيست كه خيال كردهاند « تقيه » يعنى كار نكردن ! نه ، تقيه يعنى تظاهر به موافقت با دشمن ، و علنى كار خلاف آنها نكردن ، و بلكه در شرايط حساس و اضطرارى ، تظاهر به همكارى با دشمن ، و تحصيل پوشش امنيتى به خاطر ادامهء كار خود .
البته همين تظاهر به همكارى با تظاهر به اعتزال و كار نكردن علنى بر خلاف آنها نيز در برخى موارد منع شده است .
1 - / در مواردى كه دين در خطر قرار گرفته و تنها با فعاليتهاى باطنى از خطر نمىرهد و احتياج به تظاهرات و اعلان رسمى دارد تا حقيقت روشن شود در چنين موارد بايد اجتماع با تظاهرات پر شور خود خطر مهم را از اساس ديانت دفع نمايد .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « مؤمنى كه اظهار ايمان مىكند اگر چيزى بر خلاف ايمانش از خود بروز دهد و بدينجهت ايمانش را نقض نمايد از ايمان بيرون رفته و آن را به هم زده است ، مگر اينكه ادعا كند كه اين از « تقيه » بوده است ، با اين وصف بايد دقت كرد اگر مورد تقيه نبوده است از او پذيرفته نمىشود ، زيرا تقيه مواردى دارد كه اگر كسى آن را از جاى خود تغيير دهد از او پذيرفته نمىشود . شرح تقيه اين است كه اگر گروهى
نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٤