از مال خداوند پيش تو جمع شده در ميان محتاجان و عائلهمندان تقسيم كن ، و بجايى كه احتياج و نياز است برسان و آنچه زياد آمد به سوى ما بفرست تا در ميان افراد اينجا تقسيم كنيم . . . » .
به مالك اشتر نيز فرمان مىداد كه ساعتى را به محتاجان و مراجعان اختصاص دهد تا بدون هيچگونه مانعى از پليس و حاجب و مأمور بتوانند با او تماس مستقيم بگيرند .
پس از فتح بصره طىّ نامهاى از مردم كوفه « 1 » تشكر نموده از پيكارشان در جنگ مزبور قدردانى نمود . « 2 » ناگفته پيدا است كه منظور از روشى كه اشاره كردم - روش يكرنگى و صداقت با مردم - صرف تبليغات تو خالى و ادعاهاى كاذب و عارى از حقيقت نيست كه به فرمودهء على عليه السلام :
« تمجها آذان السامعين » « 3 »
گوشها از شنيدن آن نفرت دارند . اين گونه تبليغات جز تشديد ناراحتى مردم و عميقتر كردن شكاف ملّت و حكومت نتيجهاى ندارد .
مردم كه از روش رهبر احساس اخلاص كنند و او را خدمتگزار خود و كشور خويش بدانند و بفهمند كه چگونه دربارهء بيت المال - / كه منشاء
هامش
( 1 ) - حضرت در آن زمان هنوز در مدينه بود و به آن شهر نرفته بود .
( 2 ) - نامهء شمارهء دوّم نهج البلاغه .
( 3 ) - نامهء 28 نهج البلاغه . حضرت در اين نامه تبليغات معاويه را خارج شدن از حد خود دانسته و مثل مشهور عرب من مالت به الرّميه - / آنكه به طمع شكار بيراهه مىرود - / را بر او اطلاق نموده است ، يعنى چنان شكار ، دلت را برده كه توجه به مصالح خود و مرّمت امور ندارى ، اين شكار تو را از راه بيرون برده است .