تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفكر (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
6 - آن كه بعضى افراد طبيعت موضوع حكم باشند . مثل « بعضهم اولياء بعض » ، و آن را محصوره‌ى جزئيّه گويند . قضيه شخصيّه از اين نظر كه حكم موضوع خاصى را مىگويد و نمىتوان به ساير موارد سرايت داد ، معتبر نمىباشد . فى المثل اگر زيد قائم باشد دليل قيام عمرو نمىشود . قضيه‌ى طبيعيّه هم چون ممكن است ، اقتضاى طبيعت اوليه را بگويد و ممكن است در شرائط وجودى بالفعل حكمش چنين نباشد ، به درد استدلال و تعيين حكم افراد نمىخورد . قضيه مهمله هم كه مقدار افراد موضوع ، معين نيست ، و قدر متيقن فقط بعض افراد است ، بيش از جزئيّه اعتبار ندارد . و بنابراين فقط قضيه‌ى محصوره‌ى كلّيه و محصوره‌ى جزئيّه معتبر است . و هر يك از اين دو ممكن است موجبه باشند و يا سالبه . و به نام محصورات اربع خوانده مىشوند .

تمرينات :

1 - قضيه را تعريف كنيد . 2 - آيا قضيه همان تصديق است ؟ 3 - قضيه‌ى حمليه و شرطيه را تعريف كنيد . 4 - اجزاء قضيه را بگوئيد . 5 - قضيه از چند نظر تقسيم مىشود ؟ 6 - قضيه از نظر موضوع چند قسم دارد ؟

تقسيم به اعتبار محمول

حرف سلب در قضيه سالبه گاهى جزء موضوع يا محمول مىشود كه در اين صورت قضيه را معدولة الموضوع و يا معدولة المحمول