وقتى در نظر مىآورم كه اين گونه افراد مظلوم در اثر تحمل اينهمه آزارهاى روحى چگونه نيروى اعصاب خود رااز دست مىدهند و استعدادهائى كه بايد در راه دين و جامعه به كار افتد خسته مىشوند مىخواهم مأيوس شوم و از اجتماع انسانى متنفر .
كه ناگاه نداى الهى گوش دل را نوازش مىدهد كه : « و لا تياسوا من روح الله » « 1 » صبر كن كه حقيقتها روشن مىشود .
« اصلح بينك و بين ربك » . . . بين خود و خدايت را درست كن ، اصلاح ميان خود و ديگران را به خدا واگذار و بايد دائماً در پناه خدا بود : « قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق و من شر غاسق اذا وقب و من شر النفاثات فى العقد » « 2 » واينها همه از روشن نبودن مبانى و عدم آگاهى ملّت هاست . شايد بدون مناسبت نباشد كه در اين جا دربارهء صبر در راه خدا و مجاهده براى بيدارى ملتها و تلاش در راه تبيين مبانى اسلام و رفع ابهامات توضيحى داده شود .
در جريان توبهء « گاليله » ، كه به جرم مطلع شدنش از حركت زمين به پاى تيغ پاپ كشيده شد ، وقتى از علم و گفته خود توبه كرد و بيرون آمده برابر شاگردان خود قرار گرفت يكى از شاگردان در حال تأثّر شديد از اين توبه گفت بدبخت ملتى كه قهرمان خود را از دست بدهد !
گاليله گفت : بدبخت ملتى كه قهرمان داشته باشد !
يعنى همه ملت بايد قهرمان باشند و هوشيار تا اين گونه حوادث جلو نيايد نه يك قهرمان داشته باشند .
هامش
( 1 ) - / از رحمت خدا مأيوس نشويد سوره يوسف .
( 2 ) - / پناه مىبرم به خداوند . . . از شر آنها كه در روابط اجتماعى اخلال مىكنند و با دميدن در گرهها ، مشكل تازهاى به وجود مىآورند .