دلالت مىكند كه اقدام به چيزى كه احتمال هلاكت دارد حرام است .
ودلالت دارد كه اگر خوف هلاكت باشد جائز است امر به معروف را ترك نمود ، چون دراين صورت به هلاكت انداختن جان است . و دلالت دارد كه اگر امام برخود يامسلمانان بترسد جائز است كه باكفار ومخالفين صلح كند ، چنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله در سال حديبيه چنين كرد ، وعلى عليه السلام در صفين و امام حسن عليه السلام نيز با معاويه چنين كردند . . . اگر اشكال شود كه پس چرا امام حسين بدون ياور جنگيد ؟ ! پاسخ اين است كه عمل امام حسين عليه السلام دو احتمال دارد : 1 - گمان كرد كه مردم ، موقعيت او را با پيامبر صلى الله عليه و آله در نظر دارند و او را نمىكشند . 2 - گمان كرد كه اگر پيكار نكند باز هم اين زياد او را مىكشد چنان كه بامسلم چنين كرد ، لذا كشته شدن با عزت برايش هموارتر بود » « 1 »
منظور تصحيح سخن شيخ طبرسى نيست . بلكه منظور اين است كه اين گونه سخنها موجب نمىشود شخص سنى شود يا وهابى ياكافر .
و يا هرگز در هيچ كتابى خوانده و يا از يك دانشمند اسلامى و حتى گويندهاى شنيدهايد كه شيخ مفيد ره وهابى باشد ؟ « 2 » و يا علامه مجلسى ره كه عقيده او را درباره كربلا نقل كرده و بدون هيچ گونه رد و ايرادى ، با اين جمله ختم كلام او را اعلام مىكند كه « انتهى كلامه رفع الله مقامه » ( كلامش تمام شد خداوند درجاتش رابالا برد ) . . .
آيا شنيدهايد كه علامه مجلسى رفيق وهابيها شده باشد كه چرا كلام او را رد نكرده است ؟ « 3 »
هامش
( 1 ) - تفسير مجمع البيان ج 2 ص 289
( 2 ) - البته مسلك خاص وهابيت با اين نام بعدا پيدا شده ولى خلاصه حرفشان پيش از اين در ميان مخالفين عليهم السلام بوده است
( 3 ) - مجلسى ( ره ) كه در مسائل ديگرى همچون انكار معراج جسمانى به حدى حساس است كه آن را تا سر حد الحاد و كفر مى رساند ، در مسئله علم امام بدون كوچكترين جمله اى رد مىشود