مىشود و استعداد درونيش شكوفاتر مىگردد . و از اين نظر تضاد موجب كمال تازهاى مىشود . آن چه كه لازم است اين است كه آفريننده و خالق با درك و شعور ، كه بشر را براى كمال اختيارى آفريده است راهنمائىها و وسايل سعادت و كمال اختيارى را در دسترس بشر قرار دهد .
پيامبر صلى الله عليه و آله براى راهنمائى و رهبر براى رسيدن به راه .
آن چه كه درباره اقليت و اكثريت و ارتباط آن با تعيين رهبر گفتم از ديد اجتماعى بود . از ديد فلسفى يك بحث عميق و وسيعى مربوط به برهان نظم جهان داريم كه طبق آن كليه خوبىها و بدىها ( البته از ديد فلسفى بدىها همه بالقياس و بالنسبهاند و بد بالذات نداريم ) در سلسله نظم علت و معلول جهان قرار دارند و هر يك به جاى خويش ضرورى و حتمى هستند . . .
* * *
قانون زبان ندارد تا از خود دفاع كند
بنابر آن چه گذشت لزوم تعيين يك رهبر از طرف خداوند كه مصونيت فكرىدر فهم و تطبيق و اجراء قانون ، در برابر اشتباهات فكرى و هوسها داشته باشد روشن مىشود .
به تعبير « بيكن » انگليسى ، بتهاى فكرى ( مغالطات و اشتباهات ) بسيارى ، انسان معمولى را احاطه كرده است . ما رهبرى مىخواهيم كه از اين اشتباهات در امان بوده بشر را به سر منزل مقصود برساند .
قرآن كريم دربارهء مصونيت فكرى و عملى پيامبران الهى در تبليغ