تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
در اين است كه آنها مىگويند اساسا لازم نيست از طرف خداوند كسى معين شود ولى همه قبول دارند كه اگر لازم باشد و معين شده باشد . آن كس پس از پيامبر صلى الله عليه و آله جز على عليه السلام نخواهد بود . و بنابراين از دقت در بحث امامت عامه و رهبرى كلى الهى ، به امامت خاصه و رهبرى على عليه السلام و فرزندانش تا امام دوازدهم حضرت ولى عصر ارواحنا فداه مىرسيم . اصل لزوم تعيين شخصى ، به عنوان رهبرى « امامت عامه » خوانده مىشود و رهبرى شخص معين چون على عليه السلام در تاريخ گذشته و امام زمان عليه السلام در تاريخ حاضر « امامت خاصه » ناميده مىشود . بيانى كه گذشت مورد توجه اصحاب ائمه عليهم السلام در مناظرات بوده است و فى المثل منصور بن حازم در حديثى كه پيش از اين تذكر داديم با اصل عقلى لطف و يا هدف ، اصل امامت و رهبرى را ثابت كرده و با قرائن خارجى و ادعاء شخص على عليه السلام و عدم ادعاء ديگران ، و با توجه به علائم رهبرى على عليه السلام چون علم كامل او كه مىتواند ادارهء اجتماع كند امامت خاصه او و فرزندانش را ثابت كرده است . اصل « مهمتر بودن رهبرى ، از قانون » را هم امام صادق عليه السلام در حديث ديگرى كه پيش از اين گذشت گوشزد فرموده است . بنا به حديث معروف ديگرى كه با سندهاى قاطع و مختلف نقل شده است مهمترين ركن اسلام همان مسئله رهبرى است . اين حديث با تعبيرهاى مختلفى بيان شده است . يكى از تعابير حديث اين است اسلام بر 5 چيز بنا شده است 1 - حج