آنها مىگويند اين حديث مربوط به بيان احكام است نه مسئله سرپرستى و ولايت امور اجتماع و حكومت . البته ما درباره مرجعيت علمى اهل بيت و اينكه بايد احكام و مسائل دين را از آنها تعليم گرفت نيز با آنها بحث داريم .
مىگوييم پيامبر اكرم در « غدير خم » در آن شرائط حساس تعيين جانشين و رهبر نموده فرمود كسى كه مرا مولاى خود مىداند بايد على را هم مولاى خود بداند . « 1 »
مىگويند منظور از كلمه « مولا » دوست است نه رهبر
مىگوييم پيامبر فرمود على نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى است ( كه برادر و وصى او بود ) . . .
مىگويند منظور فضائل نفسانى و كرائم انسانى است نه مقام اجتماعى و حكومت .
اين حرفها هر چند نزد فرد متفكر ارزشى ندارد ولى به هر حال اهل جدل را به خود مشغول ساخته است . « 2 »
چند سال پيش يك نفر آمريكائى كه از طرف آمريكا ماموريتى در برخى ممالك عربى داشت و مسلمان شده بود در انتخاب روش و مسلك ميان فرقههاى اسلامى متحير بود و به خصوص درگير و دار ، مباحث لفظى دليلهاى نقلى بحث « امامت » گيج شده بود ، و به علت تماس بيشتر با علماء اهل تسنن تقريبا مطالب آنهارا به صورت اعتقاد
هامش
( 1 ) - كه اين حديث نيز مسلم شيعه و سنى است
( 2 ) - گرفتارى شيخ سليم رئيس اسبق الازهر را در اين مباحث در كتاب « المراجعات » ببينيد