عرض كرد چون دير شده مىترسم خانمم مرا آزار كند حضرت شخصا به دنبال او راه افتاد به در منزل آمده شفاعت نمود و او هم به احترام پيامبر او را آزاد ساخت . آن گاه پيامبر فرمود : خداى را شكر مىكنم ، چه 12 درهم با بركتى بود دو برهنه را پوشانيد و يك كنيز را آزاد ساخت .
اين وضع رهبر الهى است كه مىگويد پيراهن دوازده درهمى براى من زياد است .
وقتى مىشنويم يك مرجع تقليد يك عباى بالنسبه گران قيمتى را كه براى او هديه بردهاند نمىپذيرد و مىگويد اين عبا براى من زياد است من بايد چون ضعفا زندگى كنم . مىفهميم كه دست آفرينش و تربيت الهى او را براى رهبرى اين عصر آشفته ذخيره كرده است .
سورهء « مجادله » در قرآن كريم همواره چون تاجى پرافتخار بر تارك مكتب اسلام مىدرخشد . زنى به حضور رئيس حكومت رسيده ، رئيسى كه پيامبر هم هست و در ملت وجههاى بالاتر از وجههء او نيست ، زن آمده اعتراض به قانون دارد ، قانون « ظهار » كه به منزله طلاق حساب مىشده است و پيامبر با او به ملاطفت سخن مىگويد تا دستورى از خداوند بگيرد و خداوند سخن زن را مقدم مىدارد و از همان وقت قانون « ظهار » جاهليت كه به منزلهء طلاقى بود و اسلام با سكوت خود آن را پذيرفته بود ، تغيير مىيابد ، كجا چنين رهبرى صادقانه مىتوان يافت . كمونيستها مىگفتند وقتى كسى كه سالها در يك حزب بوده تجربه كردهايم او را شناخته و براى رهبرى انتخاب مىكنيم .
اهل تسنن نيز كه اكثريت مسلمانان را تشكيل مىدهند و به همين
مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 45
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٤٥