كه به سفر مىروند يكى بايد امير و ديگرى مطيع باشد . يعنى انجام يك مسافرت هم بدون رهبر نمىشود . و اين جمله اشاره به يكى از فوايد رهبر دارد كه با وجود رهبر ، جلوى اختلافات سليقگى و غيره گرفته مىشود .
تذكر لازم
در اسلام مسئله رهبرى به همان تعبير واقعيش ( امامت ) مورد بحث واقع شده كه نشان دهندهء سير تكاملى استعدادهاى آنها است كه به همراه پيشوا و امام به جلو مىروند .
امام و پيشوا و رهبر و هر لغت ديگرى شبيه اينها ، نمايشگر حركت به سوى كمال و پيشرو اين قافله كمال ياب است .
در قرآن درباره ابراهيم كه به مقام رهبرى اجتماع رسيده است كلمه امام به كار رفته و براى فرزندان صالح او هم كه شايستگى رهبرى دارند نيز همين كلمه به كار برده شده است « و جعلناهم ائمّة » . « 1 »
و اصل اساسى مذهب شيعه هم همين اعتقاد به امامت است .
اگر خوارج زمان على عليه السلام و برخى آنارشيستها و نهيليستهاى بعدى كه منكر حكومتند معناى امامت شيعه را كه صرفا واسطه بودن براى رسيدن - به هدف است ، مىدانستند حتما انكار نمىكردند . « 2 »
هامش
( 1 ) - سورهء انبياء ، آيهء 72
( 2 ) - برخى نويسندگان چپگراى معاصر كه خوارج را خلقى و انقلابى قلمداد مىكنند احتمالا تحت تاثير عواطف منفى نسبت بامامت شيعه هستند و به خيال خود مىخواهند همچون پيروان معاويه حتى از توهين به على عليه السلام هم نگذرند و دشمنان آن حضرت را انقلابيون خلقى معرفى كنند