حضرت حكومت را ميان همهء گروههاى مختلف مىگرداند تا كسى مدّعى نشود كه اگر حكومت و دولت دست ما بود بهتر عمل مىكرديم » . بنابر مفاد حديث ديگرى : « هر قدر كه امر نزديك شود ، تقيه سخت و شديدتر مىشود » ؛
« كلما قرب هذا الأمر اشتدّت التقية » .
حالا اين امر ، ظهور است يا تولد حضرت ، اختلاف است . من پيش از اينها يك روايتى در ذهنم بود كه هر چه مىگردم ماخذ آن را پيدا نمىكنم . روايت اين است
: « سيأتى على الناس زمان لا يستطيع احد ان يقول ربى الله »
زمانى بر مردم خواهد رسيد كه كسى نتواند بگويد پروردگار من خداست . مضمون اين روايت آن نيست كه وقتى خواهد آمد كه كسى ياراى استقامت در مسير الله را ندارد ، چون اين « سيأتى » نمىخواهد ، الآن و هميشه تاريخ هم كمابيش اين طور است و بوده . « زمانى خواهد آمد » يعنى وضعيت خاصى است كه در برهههايى از زمان مصداق دارد . راجع به اينكه فساد و جور زمين را چنان مىگيرد كه از عدالت خبرى نخواهد بود ، روايت متواترى از سوى شيعه نقل شده است و گروهى از محدثان اهل تسنن هم در كتابهاى خود نوشتهاند ؛ منظورم همان حديث معروف است كه مى گويد
: « فيملأ الارض به قسطاً و عدلًا كما ملئت جورا و ظلما »
زمانى كه دنيا
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٦٨