ذلك فى حياتنا و لا عند وفاتنا
خدايا چنان كن كه از روش او راضى باشيم و اين رضايت دوام داشته باشد . نه در حياتمان و نه در وفاتمان از اين مقام رضا سلب نشويم
. حتّى تتوفّانا و نحن على ذلك لاشاكين و لاناكثين و لامرتابين و لامكذبين
شك نكنيم ، پيمان شكن نباشيم ، در دل بيمار نباشيم ، تكذيب او نكنيم .
قسمت ديگر دعا براى تعجيل در فرج است . ما موظف به دعا هستيم . روايات در اين زمينه متعدد است ، ازجمله : انتظار الفرج عبادة ، در بعضى روايات آمده كه ليس شىء افضل من انتظار الفرج اين روايت مهمى است در بعضى روايتها هم توصيه شده كه براى تعجيل فرج دعا كنيم . حالا منظور از اين دعا چيست ؟ منظور آن است كه وقتى ما براى تعجيل در فرج دعا مىكنيم خودمان مواظب هستيم كه طبق برنامه عمل كنيم يا اينكه منظور چيز ديگرى است ؟ به هر حال سفارش به دعا براى تعجيل فرج شده . چون فرج حضرت را بارها خود شيعه به تأخير انداختهاند چنان كه در روايات وارد شده است يعنى بايد شرايط زمانى براى ظهور درست شود . ليكن يك دفعه يك كسى كارى مىكند كه برنامهها را به هم مى زند دوباره عقب مىافتد . اين از روايات استفاده مىشود كه در زمان ائمهء قبلى هم سابقه داشته مثلًا طبق روايت ، در
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 24
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٤