تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
و در آيهء ديگرى خداى سبحان قرآن را به صفت عربى مبين وصف نموده است :
بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ
« 1 » بعضى تصور كرده‌اند كه عربى بودن قرآن ، يعنى اين كه قرآن تنها به زبان و الفباى عربى نازل شده است ، در حالى كه اين تصوّر ، بعيد به نظر مىآيد ، زيرا اين احتمال وجود دارد كه منظور از كلمهء
« عَرَبِيٍّ »
در اين آيات ، به معناى لغوى آن ؛ يعنى وضوح باشد . بنابراين وقتى گفته مىشود فلان چيز « مقرب » است ؛ يعنى پرده از ابهام آن برداشته شده است . و شايد بتوان بر اين مطلب شاهدى ذكر نمود و آن آيهء 3 ، سورهء يوسف ، مىباشد : « ما اين كتاب را به صورت قرآن عربى نازل كرديم شايد شما بفهميد . » منظور از آيه اين نيست كه مثلا اگر قرآن به زبان فارسى بود آن را نمىفهميدند . ( مگر اين كه بگوييم مورد خطاب
لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
فقط عربهاى عربستان هستند ، در حالى كه خطاب قرآن ، عام است آيا معناى عام بودن خطاب قرآن اين است كه اگر تمامى انسانها عرب باشند ، مىفهمند ، در غير اين صورت قرآن را درك نخواهند كرد ! امّا چنين برداشتى نارواست زيرا ادبيات هر زبانى براى اهل آن زبان ، قابل فهم است و براى ناآشنايان ، با ترجمه در دسترس قرار مىگيرد . بنابراين ، مراد از عربى بودن قرآن ، به معناى زبان عربى آن نيست . اما اگر قبول كرديم كه مراد از عربى بودن قرآن ؛ يعنى همان زبان عربى است ، ولى لسان عربى ، به « مبين » مقيد شده ؛
بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ
آيا اين قيد معناى جديدى را مىرساند يا نه ؟ ظاهر قيد نشانگر احترازى بودن آن است ، نه توصيحى . پس معلوم مىشود كه ما دو نوع « عربى » داريم : مبين و غير مبين . ممكن است تصور شود كه عربى مبين ؛ يعنى زبانى در سطح اعلاى فصاحت ، ولى اين تصور نيز صحيح نيست ، چون « مبين » يعنى گويا و هر گفتارى از هر شخصى گوياى معنايى خاص است . حتى بدترين سخنگو اگر حرفى زد ، سخنش بار معنايى خاصى دارد .
هامش
( 1 ) - الشعراء / 195 .
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 7 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي