وضع حكومت ابوبكر را چون نمىتوانسته صريحا بگويد ، بطور مبهم گفته كه :
« فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجا ارى تراثى نهبا ؛ پس صبر كردم ، در حالتى كه خارى در چشمانم و استخوان در گلويم بود و ميراث خود را تاراج رفته مىديدم . » معلوم مىشود ، حكومت ابوبكر خيلى سختتر بوده ، چون هم عمر بود و هم ابوبكر و هر دو دست در دست يكديگر داشتند . آيا حفظ قرآن ، مهمتر از آن نبوده است ؟
19 - قرآن مىفرمايد :
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
« 1 » ؛ جمع كردن قرآن و خواندن آن بر ماست . خدا جمع قرآن را به خودش نسبت داده است ، نه به عمر و عثمان ! 20 - از مخالفان مىپرسيم شما معتقديد كه عمر و عثمان قرآن را جمع كردهاند ، پس چرا به تحريف قرآن باورمند نمىشويد ؟ شما مىگوييد : قرآن تحريف نشده ، به دليل آياتى مانند :
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
و
إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
. در صورتى كه حرفهايتان با يكديگر سازگارى ندارد .
21 - آيات
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ
« 2 » و
لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ
« 3 » دلالت بر حسّاسيّت پيامبر نسبت به قرآن دارد . در تفسيرها گفتهاند : پيامبر بسيار مواظب قرآن بوده است . آن وقت مىشود ، قبول كرد كه پيامبر قرآن را به حال خود رها نموده تا عمر بيايد آن را سرو سامان بدهد .
مرحوم علامه طباطبايى ، از آنهايى است كه زياد به نظم قرآن در زمان پيامبر اعتقاد ندارد ، ( در عين حال ) ، در بعضى جاها به سياق آيات استدلال مىكند . اگر نظم قرآن نظم الهى نيست . پس چرا به سياق آيات استدلال مىكنيد ؟
هامش
( 1 ) - قيامت / 18 .
( 2 ) - قيامت / 17 .
( 3 ) - طه / 114 .