هم تراز قرآن هستند و قرآن مصدّق آنهاست . و ما مىدانيم كه آن كتابها يك جا بودهاند . دربارهء تورات دارد كه
أَخَذَ الْأَلْواحَ وَ فِي نُسْخَتِها هُدىً وَ رَحْمَةٌ
« 1 » دربارهء تورات و انجيل كسى اظهار نظر نكرده است كه در آغاز ، آيات پراكنده بودهاند و بعد جمع شدهاند ، امّا دربارهء قرآن برخى گفتهاند كه پراكنده بوده و عمر و عثمان آن را جمع كردهاند .
7 - كلمهء سوره به معناى قطعه است و قطعه عبارت از يك مجموعهء منظم است .
اين كه بر روى تعدادى از آيات نام سوره اطلاق شده است خود ؛ نشان دهندهء عنايت به محتواى آيات است . و نام سورهها را هم از روى محتواى آيات برگزيدهاند .
من بيست دليل براى اثبات نظم قرآن جمع آورى كردهام كه فهرست وار آنها را بيان مىكنم :
1 - كلمهء كتاب به معناى ربط است ، نوشتههاى پراكنده و بىربط را كتاب نمىگويند .
بنابراين ، اطلاق « كتاب » بر قرآن نشان دهندهء ارتباط تمام آيات قرآن با هم مىباشد .
2 - تعبير « هذا » در
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ
« 2 » نشانگر اين است كه قرآن يك مجموعه است و گرنه با « هذا » به آن اشاره نمىكنند .
3 - كلّ رواياتى كه قرآن را تمجيد كردهاند ، آن را به عنوان يك مجموعهء واحد تمجيد كردهاند .
4 - اطلاق « فاتحة الكتاب » بر سورهء حمد نيز دليلى بر « مجموعه بودن » قرآن است . فاتحة ؛ يعنى ديباچه ، پس معلوم است ، كتابى وجود دارد كه سورهء حمد ديباچهء آن است . در سورهء « حجر » فاتحة الكتاب را در مقابل قرآن قرار داده است :
سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
« 3 » ؛ يعنى كلّ قرآن كه به صورت يك مجموعهء
هامش
( 1 ) - اعراف / 154 .
( 2 ) - النمل / 76 .
( 3 ) - حجر / 87 .