نوعى جنون است . »
انبياى بزرگ هم كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نبودهاند ( و آيهء سورهء قلم :
« ما أنت بنعمة ربِّك بمجنون » به آنها تعريضى ندارد ) ، نيز به نوعى لغزش داشتهاند ، منتها نه لغزش به معناى گناه ، يعنى نافرمانى در قوانين جزايى ، بلكه لغزش به معناى خلاف مصلحت . چنان كه موسى عليه السلام مىگويد : « ربّ ظلمت نفسي » « 1 » و يا قرآن دربارهء آدم مىفرمايد : « و عصى آدم ربه . . . » « 2 » ، در روايت صعصعة بن صوحان لغزش انبياء ديگر ذكر شده است . عصيان پيامبران و اولياء خدا در قوانين جاريه نيست بلكه احياناً لغزش در قوانين مربوط به حبّ و عشق ، يا هيبت يا حيرت ، يا فنا و مانند آن مىباشد . فى المثل در قانون حبّ و عشق صرف يك لحظه عدم توجه ، لغزش است ، چنان كه عاشقى كه همراه معشوق در گلستانى گام مىزد از گلى خيلى تعريف كرد معشوق رنجيد و گفت : رخسار من اين جا و تو بر گل نگريى ؟ !
به هر حال پس اين جملهء دعاى رجب خلاف قاعده نيست كه
هامش
( 1 ) . قصص ، / 16
( 2 ) . طه ، / 121