الانوار » تأليف مير حامد حسين ، و « الغدير » تأليف مرحوم امينى ، و ديگر كتابهاى پرارج شيعه نيز جمع آورى شده است ) ناديده مىگيرند آن وقت به يك كلمه « صاحبه » « 1 » كه مربوط به هنگام هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است تمسك نموده براى ابوبكر فضيلت مىسازند . صرف همراه بودن در يك چند فرسخ راه را دليل مىگيرند و صريح آيهء « إنما وليكم الله . . . » و آيات ديگر كه مىدانند دربارهء على عليه السلام است و كلمات صريح پيامبر دربارهء خلافت را زير پا مىگذارند . راستى چه بىپروايند در برابر غضب خدا و جهنم . و حقيقتا كه على عليه السلام خيلى مظلوم است ، آنها كه ولايت مطلق و حتى خلافت بلا فصل آن حضرت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله را درك نمىكنند نوعاً حاضر به تفكر نيستند ، نمىخواهند در عقائد خود بازنگرى كنندوگرنه چطور مىشود كه يك انسان متفكر اين همه آيات قرانى
هامش
( 1 ) - / ص 40 سورهء توبه : إلّا تنصروه فقد نصره الله إذ أخرجه الذين كفروا ثاني اثنين إذ هما في الغار إذ يقول لصاحبه لا تحزن إن اللّه معنا فأنزل اللّه سكينته عليه و أيّده بجنود لم تروها . . . » اگر شما پيامبر را يارى نكنيد خدا او را يارى كرد آن گاه كه كفار او را بيرون كردند او دومى دو نفر بود ، آن گاه كه در غار بودند واو به همراهش مىگفت : اندوهگين مباش كه خدا با ماست ، سپس خداوند آرامش و سكون بر او نازل كرده به لشكريانى كه شما نمىديديد ياريش نمود . . . »