ميزنند . . . و از فشار ضربت هااو سقط مىكند و خود نيز از همان ضربات فوت مىنمايد » « 1 » اسماء مىگويد : « وقتى ما وارد خانه زهرا شديم او جنين خود را سقط كرده بود همان را كه پيامبر صلى الله عليه و آله محسن ناميده بود . » « 2 » امام صادق عليه السلام در حديث مفصّلى كه براى مفضَّل بن عمر مىگويد و قصّه آن غصّه را تشريح مىكند مىفرمايد :
مهدى عليه السلام كه مىآيد همه چيز آن قضايا از جمله آتش گرفتن چوب در و وارد كردن قنفد ملعون ( غلام عمر ) دست خود را به درون در كه آن را باز كند و زدن عمر فاطمه را با تازيانه بر بازويش كه همچون بازوبند سياه شد و لگد زدنش بر در كه به شكم فاطمه كه ششماهه به محسن حامله بود خورد و آن را سقط نمود و هجوم عمر و قنفذ و خالد وليد به خانه و سيلى زدن به فاطمه كه پوشش آن حضرت كنار رفته گوشواره هايش ظاهر شد و بر زمين افتاد د رحالى كه فاطمه بلند بلند گريه مىكرد وناله مىزد : واابتاه وا رسول الله ! دخترت فاطمه را تكذيب مىكنند و او را مىزنند و بچّهاش را مىكشند ، و بيرون آمدن على عليه السلام از داخل خانه با سر برهنه و
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 28 ، ص 62
( 2 ) . الكوكب الدرى ، ج 1 ، ص 194