ج است . و به جاى اين تعبير قياسى ، يك مقدمهى خارجى قطعى گذاشته و گفتهاند مساوى المساوى مساو .
همچنين گفتهاند قياس مساوات در مواردى صحيح است كه اين مقدمهى خارجى يقينى وجود داشته باشد ، و گرنه مثلا در نسبت نصفيت نيست و نمىتوانيم بگوييم : « دو نصف چهار است و چهار نصف هشت است ، پس دو نصف هشت است » . زيرا مقدمهاى به عنوان نصف النصف نصف نداريم .
رياضيون ملاك حمل را نيز مساوات مىدانند نه اتحاد و اندراج . ولى ما مىدانيم كه دو ضلع مثلث متساوى الساقين مساوى يكديگرند با اين كه بر يكديگر حمل نمىشوند .
5 - اين ايراد را هم پيروان منطق ديالكتيك ذكر كردهاند : « منطق بر اساس اصل هويت و اينكه همواره هر چيزى خودش مىباشد ، استوار است ، در حالى كه جهان دائماً در حال حركت است و هيچ هويت ثابتى ندارد .
پاسخ اين اشكال اين است كه هويت و اين كه هر چيزى خودش است ، با حركت عمومى جهان طبيعت منافاتى ندارد . هر چيزى مسلماً خودش است ، نهايت اين كه خوديت و هويت هر چيز ، همان خود متحرك او است .
6 - اشكال ديگر اين كه گفتهاند : « منطق بر اساس اصل امتناع تناقض بنا شده است با اين كه تناقض نه تنها ممنوع نيست ، بلكه در همهى جهان موجود است و يكى از اركان شناخت جهان است . هر چيزى ضد خود را در نهاد خود پرورش مىدهد » . اين را هم پيروان ديالكتيك ذكر كردهاند .
اين گروه ، تضاد را با تناقض و نيز زمينهى ضد را با خود ضد به اشتباه مىگيرند و اساساً شرايط ضد و نقيض را هم نمىدانند . تخم مرغ با جوجه بودن جمع نمىشود ، نه با زمينه و استعداد جوجه شدن . چنان كه وحدت در همه چيز دو قضيه ( غير از كم و كيف و جهت ) لازم است تا تناقض
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٥٩