و از مسلمين ابوسعيد ابوالخير عارف مشهور ، البته ساير عرفا هم ، همين طرز فكر را دارند و به قول مولوى پاى استدلاليان را چوبين مىدانند .
جلالالدين سيوطى و ابن تيميّه و در اين اواخر محدث استرآبادى هم مخالف منطق هستند .
محمّد ابوزهره نويسندهى معاصر در كتابى در شرح حال ابن تيميه ، مباحثهى سيرافى ( متكلم و اديب مشهور كه او هم از مخالفين منطق است ) را با متى بن يوسف مسيحى دربارهى منطق نقل مىكند و نظرات ابن تيميه را نيز در تأييد نظريه مخالف مىآورد . خود ابن تيميه ( پيشواى بزرگ وهابيه ) نيز در كتاب « الرد على المنطق » حملات تندى به منطق دارد .
ابن قيّم نيز در كتاب « مفتاح » خويش اشعارى در مذمت منطق دارد . « 1 »
جلالالدين سيوطى نيز در كتاب « صون المنطق و الكلام عن علم المنطق والكلام » ، علم منطق و كلام را مردود مىشمارد . محدث استرآبادى نيز در فصل يازدهم « فوائد المدنيّة » منطق را بىفايده مىداند كه خلاصه انتقاد او را شيخ انصارى در كتاب رسائل آورده است . « 2 »
در برابر مخالفين ، علماى بزرگى در شرق و غرب ، اهميت منطق را متذكر شدهاند .
افلاطون در كتاب جمهوريت خويش ( ص 203 ) مىگويد : منطق تاج علوم و تنها راه شناخت است . « 3 » ارسطو بر در آكادمى خود نوشت كسى كه منطق نمىداند وارد نشود . « و غزالى با اينكه فلسفه را تحريم مىكرد ، در
هامش
( 1 ) - / المنطق المقارن ، به قلم مؤلف اين كتاب ، ص 20
( 2 ) - / محدث استرآبادى مهمترين حملاتش را متوجه اصوليين مىكند و حتى مىگويد در مدينه در خواب بودم كه پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود برخيز و دين مرا از دست اصوليين نجات بده
( 3 ) - / توجه داريد كه ارسطو فقط منطق را به صورت منظم تدوين نمود و پيش از او هم به طور غيرمنظم بوده است و اين جملهى افلاطون هم دليل اين مطلب است