بستايد و پيامبر ( ص ) او را مايهى شناخت مؤمن از بىايمان بشمارد ؛ « ولولا أنت يا على لم يعرف المؤمنون بعدى »
على ( ع ) قسيم الجنّه والنار
در روايات شيعه آمده كه :
« على قسيم الجنهء والنار »
ولى روايتى را ابن حجرعسقلانى نقل مىكند ، تا آنجا كه به ذهنم مىرسد ، در كتب ما نيست - البته شايد هم باشد ولى ما نديدهايم - و آن روايت اين است كه : پيامبر ( ص ) فرمود :
« لايجوز احد الصراط الا باذن على ؛
بدون اجازهى على ( ع ) هيچ كس از پل صراط رد نمى شود . »
« قسيم الجنهء والنار » ،
داريم ولى عبور از پل صراط ، خير . جملهاى كه مولا به حارث همدان فرموده و ديگران به شعر درآوردهاند ، اشاره به همين مطلب است ؛
يا حارث همدان من يمت يرنى * من مؤمن او منافق قبلا
يعرفنى طرفه و اعرفه * بنعته و اسمه و ما فعلا
اقول فى النار حين توقف للعر * ض ذريه لاتقربى الرجلا
ذريه لا تقربيه ان له * حبلا بجبل الوصّى متصلا
حارث همدانى در همين روزهاى آخر - بعد از ضربت خوردن مولا - به محضرايشان رسيد و خيلى اظهار دلتنگى كرد كه آقا ! من