حقى به تو نداده است ، خداوند صريحاً فرموده :
« و آتيتم احديهنّ قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا أتأخذونه بهتانا و اثما مبينا ؛
اگر به زنى اموال زيادى هم ( مهريه ) داديد از آن مال زياد هيچ نگيريد آيا مىخواهيد به خلاف و به طور گناه واضح آن را بگيريد ) ) ؟ عمر گفت : همهء مردم از عمر فقيهترند حتى مخدرات پردهنشين .
آيا تعجب نمىكنيد كه پيشوايى خطا كند و زنى صواب گويد ، با پيشوايتان مباحثه كند و او را مغلوب نمايد ؟
يك روز هم به جوانى از انصار برخورد كرد كه تشنه بود از آن جوان آب خواست ، جوان شربت عسل به او داد ، عمر نخورد و گفت : خدا فرموده :
« اذهبتم طيباتكم فى حيوتكم الدنيا
؛ پاكيزههايتان را در زندگى دنيا از بين بردهايد » جوان به او گفت : اين آيه مربوط به تو و هيچ كس ديگر از اين قبيله نيست ، ما قبل آيه را بخوان : « يوم يعرض الذين كفروا على النار اذهبتم طيباتكم فى حيوتكم الدنيا ؛ اين آيه مربوط به كافران است . آن گاه عمر گفت : همهء مردم از عمر داناتر هستند .
باز هم نقل شده كه عمر شبانگاهى به اطراف سر كشى مىكرد ، صداى مرد و زنى را از خانهاى شنيد ، و به آنها شك كرد ، از ديوار بالا رفت و ديد زن و مردى در كنار هم و ظرف شرابى هم نزدشان
لو لا على (ع) (فارسى) — صفحة 120
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٢٠