جواب دادند ، برخى ديگر پس از اين اختلاف نظر گفتند : مجدداً از خود حضرت سؤال مىكنيم ، يعنى اگر دوباره دستور داد معلوم مىشود از روى هذيان نبوده است ! ! پيامبر ( ص ) كه اين جسارت را شنيد فرمود :
« قوموا عنى ولاينبغى عندى التنازع ؛
برخيزيد و برويد ، نزد من اختلاف و نزاع شايسته نيست » برخى از كتب اهل سنت و همهء كتابهاى تاريخى و حديثى شيعه نام آن شخص گستاخ را به صراحت ذكر كردهاند كه گفت :
« دعوه ان الرجل ليهجر ؛
و همهء اهل لغت مىگويند كه هجر يعنى هذيان ، چنان كه ابن اثير در جامع الاصول و ابن حجر در شرح صحيح بخارى و ديگران به اين معنى اعتراف كردهاند . در زمان ما كسانى پيدا شدهاند كه مىگويند : پيامبر ( ص ) چرا عقبنشينى كرد ، بايد در برابر آنها ايستادگى كرده مجدداً دستور مىداد و مىنوشت .
ليكن اينها درك نمىكنند كه اگر پيامبر ( ص ) مينوشت مخالفين بحث ديگرى را دربارهء همهء كلمات پيامبر ( ص ) پيش مىآوردند كه آيا از روى بيمارى و هذيان بوده يا در حال سلامت بوده است و نه تنها اين نوشته را بىاعتبار مىكردند كه دربارهء ساير كلمات آن حضرت نيز اختلاف تازهاى را ميان مسلمانان دامن مىزدند كه فلان كلمهء حضرت در حال سلامت بوده يا بيمارى ؟ پس معلوم
لو لا على (ع) (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١١٠