بالفعل افراد همان است كه با رفتار خوب و بد و با اعمال خود رقم زدهاند ! بنابراين ، تغيير ذات افراد براى آنها هم مشهود است . تغيير ذات يعنى حركت در جوهر و ذات يك فرد .
براهين حركت جوهرى
در كتاب « اسفار » مرحوم صدرالمتألهين چندين برهان براى اثبات حركت جوهرى ، اقامه كرده است . در بعضى ديگر از كتابهايش از برخى آيات قرآن كريم هم استفاده مىكند .
دليل اول : سنخيت علت و معلول
همه مخالفان حركت جوهرى ، حركت عارضى در اشياء را قبول دارند . مثلًا ، درخت رشد مىكند و « حركت كمى » دارد ، اما سؤال اين است كه علت حركت كمى در درخت چيست ؟ آيا علت مباشر « 1 » دارد يا علت غير مباشر ؟
در همه اشياء ، ذات بارى تعالى ، و سپس عالم عقل و انوار ، علت غير مباشر هستند ، علت مباشر و مستقيم حركات عارضى چيست ؟
در قضيه علت و معلول ، واضح است كه هر معلول متجدد داراى علت مباشر متجدد است و گرنه انفكاك معلول از علت لازم مىآيد .
بنابراين ، حركت كمّى ، كيفى ، وضعى و اينى كه متجددند نياز به علت دارند ، علت متجدد آنها چيست ؟
هامش
( 1 ) - علت مباشر در رابطه با « تكلم » و « ديدن » ، قوه تكلم و قوه ابصار است كه خود اينها از قواى نفساند و نفس عامل و فاعل مباشر در سخن گفتن و ديدن است . در حركت كيفى و وضعى و آينى هم نياز به فاعل مباشر داريم