عزوجل على العباد الربا لعلة فساد الاموال ، كما حظر على السفيه أن يدفع إليه ماله لما يتخوف عليه من فساده حتى يونس منه رشد »
يعنى همان گونه كه خداوند از بيم نابود شدن مال ، از دادن مال شخص سفيه به او نهى فرموده ، به همين علت نيز فروش يك درهم به دو درهم را نيز ممنوع كرده است .
آنگاه در فراز ديگرى از روايت ، به علل حرام شدن رباى نسيه مىپردازد ؛ يعنى : مواردى كه فروشنده به خاطر تأخير در پرداخت وجه خريد از سوى مشترى ، سودى اضافه از وى دريافت كند ( ديركرد ) ؛ در حقيقت گرفتن مبلغ اضافى در قرض نيز همچنين به دليل سپرى شدن زمان است :
« لعلة ذهاب المعروف »
چون معروف از بين مىرود ، اينكه معروف به چه معنايى است جاى بحث و گفتگو دارد ؛
« و تلف الاموال »
داراييها نابود مىشوند ؛ چون قابل پيش بينى نيست كه چه مقدار بايد بعداً پس بدهد ؟
« ورغبة الناس في الربح »
مردم به خوردن سود ( سود جويى ) متمايل مىشوند ؛ اما اين چه اشكالى دارد ؟ آيا مگر سودجويى و منفعتطلبى امر مذمومى است ؟ سود و سوداگرى از يك ريشهاند و اصولا تمام تجارتها به خاطر رغبت به سودآورى انجام مىشوند ؛ « وتركهم القرض ،
نگاهى نو به ملاك حرمت ربا و حيل (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣١