پيش از بحث
اين مسلّم است كه بحث جامع الأطراف مالكيّت خصوصى و نظرّيهء اسلام دربارهء آن بايد وسيعتر از حدّ اين نوشته باشد . ليكن اين نوشته كه در ارتباط با مباحث امامت اسلامى انجام شده است مىتواند كمكى براى راه باشد .
با در نظر گرفتن روش رهبرى پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام همواره فكر مىكردم كوتاه سخن اين است كه بگويم : مالكيّت خصوصى به معناى روز در نبوّت اسلام به جهات اقتصادى و روانى ( كه در اين نوشته توضيح داده مىشود ) نفى نشده ولى در امامت اسلامى نفى شده است .
رهبرى اسلامى عملًا در برابر سرمايهدارىهاى بزرگ ساكت نمىنشينداين روش حتّى در برنامهء كار برخى خلفاء غاصب اسلامى كه تا حدودى مىخواستند به برنامههاى اسلامى عمل كنند ( هر چند به رعايت جامعهء اسلامى ) نيز به چشم مىخورد .
در اين نوشته دربارهء مالكيّت ابزار توليد ، ارزش كار و كالا ، ممنوعيّت كنز ، مبارزات مذاهب با مترفين ، مالياتهاى اسلامى و مسائلى ديگر بحث شده است .
قم - حوزهء علميه -
محمّد على گرامى
شعبان 1397