نگيرند . « 1 »
از طرفى اين هم جاى انكار نيست كه جنايات زيادى از مالكّيت خصوصى پديد مىآيد .
چه بايد كرد ؟ عقب نشينى نمود يا آزادى مردم را ناديده گرفت ؟
عقل مىگويد بايد طورى كرد كه ضمن كنترل مالكّيت ، مردم احساس فشار و حرج نكنند ، و آزادى خود را بيش از اندازه محدود شده نبينند و تحت فشار روحى قرار نگيرند .
اين حكم عقل است ، و من مىگويم اسلام هم اين كار را كرده است و در زمان رهبرى خويش موفّق هم شده است .
توفيقى كه مسلّماً روشهاى سوسياليستى پيدا نكردهاند . ولى اين مقدّمهء مبهم توضيح كافى مىخواهد و حتماً همهء بحث را دقيقا مطالعه كنيد .
براى درك نظر اسلام در مورد مالكّيت بايد اين مطالب را دقيقا مورد بررسى قرار داد .
1 - كارخانه دارو بهرهء توليد .
2 - راه پخش ثروت .
3 - ممنوع قانونى و غير موجود از نظر رهبرى .
هامش
( 1 ) - « ما جعل عليكم فى الدّين من حرج » 78 حجّ .