را به خدا و پيامبر برگردانيد » . « 1 »
به موجب اين آيه اطاعت دولت مشروط به اين است كه دولت ، خود از خدا و رسول پيروى كند و از خود استقلالى نداشته باشد ، و به اصطلاح علماء اصول « به مفهوم » دلالت دارد كه اگر دولت از پيروى خدا و رسول جدا شد بر مردم حق اطاعت ندارد ، در اين باره است فرمودهى پيغمبر صلى الله عليه و آله : « كسى كه مخالفت خدا كند حق اطاعت - بر ديگران - ندارد » . « 2 » و فرمود : « در كارى كه نافرمانى خداست مخلوق را اطاعتى نيست » ! « 3 »
قانون ديگرى را كه آيهى مزبور مقرر مىدارد اين است كه : هر اختلافى كه در اجتماع اسلامى ميان دو دسته و يا افراد و يا ملت و دولت ، و يا افراد جزء دولت و هيئت دولت پيدا شود براى حل آن بايد به همان قانون اساسى كه از خدا و رسول گرفتهايم برگردد . و البته به مقتضاى فهم و طبع نوعى اين قانون بايد دولت ، هميشه هيئتى داشته باشد كه بتواند كتاب خدا و گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله را شرح دهد . « 4 »
حدود كار قسمتهاى مختلف دولت و ارتباط آنها
و از همين جا مسئله سوم يعنى حدود كار قسمتهاى مختلف دولت روشن مىشود .
هامش
( 1 ) - يا ايها الذين امنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم فان تنازعتم فى شىء فردوه الى اللّه و الرسول ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخر . نساء ، 59
( 2 ) - لا طاعة لمن عصى اللّه
( 3 ) - لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق
( 4 ) - شوراى نگهبان دين و قانون اساسى