اشعار
اكنون كه رنجش مىبرى ديگر به نزديكش مرو ،
87
الا كلّ شىء ما خلا الله باطل ،
93
الفهلويون الوجود عندهم ،
122
اى امير عرب اى كه آينهء غيبنمايى ،
221
اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود ،
97
بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار ،
137
بوى گل خود به چمن راهنما شد ورنه ،
134
حجرت الرياح على رسوم ديارهم ،
217
جهان جمله فروغ نور حق دان ،
106
جهان مرات حق شاهد ماست ،
95
حجاب روى تو هم روى توست در همه حال ،
107
سيهرويى ز ممكن در دو عالم ،
93
طى اين مرحله بىهمرهى خضر مكن ،
63
كز نيستان تا مرا ببريدهاند ،
190
گلبرگ را ز سنبل مشكين نقان كن ،
94
يا شاهد اللّه علّى فاشهد ،
174
يكى گفتا به آن گم گشته فرزند ،
161