پيشگفتار
اهميّت و نقش عقيده و انديشه در تشكيل شاكلهء انسانى بر كسى پوشيده نيست و اين مهم پيرامون مباحث توحيدى از جايگاه ويژهاى برخوردار است .
بىشك نخستين و والاترين هدف مكتبهاى الهى ، توحيد و شناخت آفريدگار بوده است ، كه خود سبب تكامل روحى و معنوى انسان و اتصال موجود خاكى به عالم علوى و ضمانت سعادت اجتماعى و برقرارى نظام عالى زندگى خواهد گشت .
در قرآن كريم و سخنان پيامبر اكرم و ائمه هدى عليهم السّلام بر موضوع خداشناسى تأكيد بسيار شده و تدبّر در آنها اين حقيقت را روشن مىسازد كه اساس تفكر و تربيت اسلامى بر تكيهگاه مهم شناخت آفريدگار استوار بوده و ريشهء تمام انحرافات را مىتوان در بىاعتقادى و عدم معرفت به خداوند جست .
از منظر امير مؤمنان عليه السّلام كه شاگرد ممتاز و بىهمتاى مكتب قرآن و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله مىباشد ، آغاز و اساس دين ، معرفت خداوند متعال معرّفى شده است : « اوّل الدّين معرفته » « 1 » كه از نقش كليدى اصل خداشناسى در دين حكايت مىكند .
سرّ اين حقيقت را شايد بتوان چنين دانست كه عدم معرفت خداوند مانع شناخت نبىّ شده و عدم شناخت نبىّ نيز مانع شناخت ولىّ گشته و با جهل نسبت به ولىّ ، گمراهى و ضلالت در دين رقم خواهد خورد كه خود منجر به هلاكت و شقاوت انسان مىگردد .
ازاينرو بر آن شديم جرعههاى ناب خداشناسى را از اقيانوس بيكران و زلال علوى برگيريم و تشنگى وجود خود را اين گونه سيراب سازيم . زيرا قلب پاك علوى تجليگاه اراده و علم ربوبى بوده و « كلام الله ناطق » است درخور امير علم و بيان
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه اوّل .