و سياق مطلب دربارهء اين موضوع از زاويهء گفتگو از طبيعت فرشتگان و ماهيّت ( و نفى جنسيّت ) آنها درآمده ، تا براى ما روشن سازد كه تصوّرات و پندارهاى جاهليان نه تنها در تعيين نقش فرشتگان خطاست بلكه آنها حتى ماهيّت فرشتگان را هم نمىدانند ، و هر انديشه و فكرى كه دربارهء آن آفريدگان نزد اينان وجود دارد يكسره پندارهايى پوچ است كه هيچ دليل منطقى بر آن نيست . / 288 « أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ * وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ - آگاه باش كه از دروغگوييشان است كه چنين مىگويند * خدا صاحب فرزند است ! دروغ مىگويند . » در واقع اعتقاد به فرزنددار شدن خدا كه اصلا براى گريختن از سنگينى مسئوليّت سرچشمه گرفته است ، براى آن است كه انسان غرور و كبر و بلند پروازى خود را به مقام پروردگارى سير و اشباع كند . اين اعتقاد را مدّعيان حكمت و فلسفه توجيه كرده و نظريات حلول و اتّحاد ، و وحدت وجود را وضع كردهاند ، و هر چه در توجيه آن بكوشند ، تنها بهتانى است درونى در نفوس خود آنها و دروغى است زشت بر زبانهايشان . در واقع مشركان از دروغ بودن ادعاى خود آگاهند و در چنين ادعايى زشتى فاعلى در كنار زشتى فعلى يك جا جمع شده است . [ 153 ] قرآن ديگر بار مىپرسد : « أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ - آيا خدا دختران را بر پسران برترى داد ؟ » [ 154 ] به راستى كه صدور چنين حكمى بر خداى سبحان با سادهترين قواعد حكم منطقى تطبيق نمىكند . « ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ - شما را چه مىشود ؟ چگونه قضاوت مىكنيد ؟ » [ 155 - 156 - 157 ] وقتى انسان مىخواهد بر قضيّهاى حكم كند يا به ضمير خود مراجعه مىكند يا به حجّتى ديگر مانند عقل و دانش ، ولى آنها نه با تذكّر
تفسير هدايت (فارسى) — صفحه 281
پدیدآورندگان: احمد آرام
ص۲۸۱