چه بسا چيزى مورد علاقه و محبت شماست اما در واقع به مصلحت شما نبوده و عاقبت بدى داشته باشد و چه بسا چيزى را ناخوشايند مىداريد ولى آن ، به خير و سعادت شماست .
خداوند متعال بىترديد ( به امورى ) داناست كه شما آنها را نمىدانيد .
هرگز چنان ديدى كه به تمام جوانب بشر احاطه داشته باشد به جز براى انبيا و اوصياى بر حق آنان ، ميسر نخواهد شد .
آن نظرهايى كه آن افسرده نيست * جز رونده جز درنده پرده نيست
آنچه در صد سال خواهد آمدن * اين زمان بيند به چشم خويشتن « 1 »
چون كه سدى پيش و سدى پس نماند * شد گذاره چشم و لوح غيب خواند
چون نظر پس كرد تا به دو وجود * آخر و آغاز هستى رو نمود !
بحث املاك « 2 » زمين با كبريا * در خليفه كردن باباى ما
چون نظر در پيش افكند او بديد * آنچه خواهد بود تا محشر پديد
پس ز پس مىبيند و تا اصلاصل * پيش مىبيند عيان تا روز فصل
نيست آن ينظر بنورالله گزاف * نور بانى بود گردون شكاف
عقل بشر را مىتوان به پايهء ساختمانى تشبيه نمود كه ساختمان ، بدون آن ، قرارى ندارد . پايه نيز بدون ساختمان عرصهاى بيش نبوده و فايدهاى بر او مترتب نيست . نيز مىتوان عقل را به چشم تشبيه نمود و مكتب وحى و نبوت را به شعاع نور . هرگز چشم ، بدون تابش و شعاع از خارج ، قدرت بينايى ندارد . چنان كه نور بدون چشم ثمرهاى ندارد ؛ زيرا چشم نابينا جز گرمى از خورشيد احساس نمىكند . شايد به همين جهت در آيهء شريفه فرمود :
« قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتابٌ مُبِينٌ * يَهْدِى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذنِهِ » ؛ « 3 »
از طرف خداوند متعال نور و كتاب آشكار كنندهاى آمد كه خدا به وسيلهء آن افرادى كه
هامش
( 1 ) . يعنى چنين ديدى از راه استنباط نيست و فقط از الهام و وحى است .
( 2 ) . جمع « ملك » ، اشاره به آيه ، « وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها » .
( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 15 .