توالى نعمتها
متن : و تمام مننٍ والاها ؛ ثنا و ستايش متوالى در برابر نعمتهاى گرانقدر .
شرح : در اين جملهء كوتاه به رمزى بس بزرگ اشاره شده و آن عبارت است از اين كه :
درك بشر نوعى ضعف و ناتوانى دارد كه اگر زوال در چيزى نباشد از درك آن عاجز است و تا چيزى را كه نقطهء مقابل آن است نبيند ، نمىتواند آن را درك كند ، مانند : نور و ظلمت كه اگر سرتاسر جهان روشن بود و هيچگاه انسان در مقابل نور ، تاريكى را نمىديد و همهجا يكنواخت روشن بود ، چگونه مىتوانست روشنايى را درك كند ؟ اما چون نور داراى افول و غروب است مىتواند بفهمد كه نور چيست . پس نور با ضد خود يعنى ظلمت شناخته مىشود .
انسانى كه رنج گرسنگى را در نيافته ، نمىتواند لذت سيرى را حس نمايد و روى همين جهت است كه ثروتمندان حساسيت خود را به درك لذايذ از دست مىدهند و نيز تكرار لذت و عياشى احساس لذت را از بين مىبرد . به همين ترتيب كسى كه دايماً در فقر و بدبختى زندگى كرده چگونه مىتواند معناى آسايش و توانگرى را درك كند ؟ يكى از سادات بنىالحسن عليه السلام كه در زندان منصور دوانيقى در كمال سختى به سر مىبرد چنين مىگويد :
تَعَوّدتُ مسَّ الضرِّ حتى آلفتُه ؛
از بس كه رنج و شكنجه كشيدم و از بس كه مبتلا هستم ديگر به بلا خو گرفتهام و احساس خود را نسبت به راحتى از دست دادهام .
بنابراين خداوند متعال قابل درك نيست . زيرا ضدى براى آن ذات سُبُّوح متصور نيست .
در دعاى كميل آمده است :
و بنورِ وَجهكَ الذي أَضاءَله كلُّ شيء ؛
تو را سوگند به نور وجه تو كه همه چيز را روشنايى بخشيده است .
يا در قرآن است : « اللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالأَرْضِ » ؛ خداى متعال نور آسمانها و زمين است . خلئى متصور نيست تابدانوسيله بتوان جمال كبريايى را مشاهده نمود . حكيم سبزوارى مىگويد : اى پروردگارى كه از شدت ظهور و نور پنهان شدى ! نهان بودن تو از پيدايى توست . پس بايد ثناى مكرر و ستايش بدون انقطاع را با ملاحظه اين كه اگر