آنها را تحت فشار قرار ندهد . « 1 »
عبده در حاشيهء نهج البلاغه در تفسير «
يا عُدَيَّ نفسِك
؛ اى دشمنك نفس خود » ، مىنويسد : اين جمله به خوبى مىرساند كه لذتهاى مادى طبعاً موجب دورى از خدا نمىگردد بلكه سوء قصد و بد مصرف نمودن آنها دورى مىآورد . بنابراين ، از بين بردن شهوت به اين ترتيب ، خلاف قرآن و سنت است .
با توضيحى كه در معناى نعمت با استفاده از مجموع آيات داده شد معلوم مىگردد كه تقسيم غزالى حاصلى ندارد و فقط مجرد تطويل بيان است . خلاصه نعمت يعنى صلاحيت چيزى براى بهرهمندى در جهتى از جهات نياز مادى و معنوى و وسيلهء رسيدن به كمال لايق در هر دو جهت . همان طورى كه از قرآن استفاده مىشود شرط نيست كه انسان را به هدف آخرت برساند . البته نبايد از حد و مرزى كه شرع معين كرده است تجاوز كرد و اگر از حدود الهى تجاوز شد و مورد سوء استفاده قرار گرفت ، مورد توبيخ و ملامت است .
از بين بردن شهوات و نظاير اينها ميراث مرتاضان هندى است كه ناخودآگاه به برخى از فرقههاى اسلامى نفوذ كرده و غزالى هم اكثر آنها را بدون سنجيدن با ميزان كتاب و سنت در احياءالعلوم آورده است . گر چه در اين مقام سخن طولانى شد اما چون آوازهء علمى غزالى بسيار است خواستم خوانندگان محترم متوجه باشند كه اميرالمؤمنين على عليه السلام چنين فرمود :
اعْرِفْ الرِّجالَ بِالحَقِّ لا الحَقَّ بِالرِّجالِ ، اعرف الحقَّ تَعرِفْ أهْلَهُ ؛
همواره مردم را با حق بشناسيد نه اين كه حق را با مردم . وقتى كه حق را شناختى ، اهلش را مىشناسى .
هماهنگى نعمتها
متن : و سبوغ آلاءٍ أسداها ؛ رسايى و وسعت نعمتهايى كه عطا فرموده .
شرح : در اين فراز پارهء تن پيامبر صلى الله عليه و آله به يكى از حقايق قرآنى اشاره مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . يا عُديَّ نفسِك لَقد استهامَ بك الخبيث ، أَما رحمتَ أهلك و ولَدك إنّ لنفسِك عليك حقّاً ، و لزوجك عليك حقّاً ، أترى اللهَ أحلّ لك الطيّباتِ و هو يكرهُ أن تأخذها ؟ أنت أهون على الله من ذلك . قال : يا أميرالمؤمنين ! هذا أنت في خشونة ملبسك و جشوبةِ مأكلك ؟ قال : ويحك ! إنّي لستُ كَأَنت إنّ اللهَ فرضَ على أئمة العدولِ ان يقدروا أنفسَهم بضعفةِ الناسِ كي لا يبتغ بالفقيرِ فقره . ( نهج البلاغه ، كلام 9 ) .