قبض روح نمود ، فاطمه را غم و اندوهى فرا گرفت كه فقط خداى متعال آن را مىدانست .
خداى متعال ملكى را فرستاد تا اندوه و غصهاش را تسليت دهد . آن حضرت اين حال را به اميرالمؤمنين عليه السلام شكايت فرمود . حضرت فرمود : هر وقت احساس آمدن ملك و شنيدن صدا را نمودى مرا آگاه كن . فاطمه عليها السلام نيز حضرت را آگاه ساخت . حضرت آنچه را كه از فاطمه عليها السلام مىشنيد مىنوشت تا يك مصحف كامل شد . سپس حضرت صادق عليه السلام فرمود :
معلوم باشد كه در آن مصحف از احكام الهى چيزى نيست ، اما در آن اخبار و حوادثى است كه اتفاق خواهد افتاد .
2 . در كافى از حضرت باقر عليه السلام نقل شده است :
لَمّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ أوْحى اللّه إلى مَلَكٍ فَانطَلَقَ بِهِ لِسانُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، فَسَمّاهُ « فاطِمَةَ » ثُمَّ قَالَ : إنّي فَطَمتُك بِالعِلمِ ، وَ فَطَمتُك مِنَ الطَمْثِ . ثُمَّ قَالَ أبُو جَعفَر :
وَاللّهِ ، لَقَدْ فَطَمَها اللّهُ بِالعِلمِ وَ عَنِ الطَّمثِ فِي المِيثاقِ ؛ « 1 »
وقتى كه فاطمه عليها السلام متولد شد خدا به فرشتهاى وحى كرد و او بر زبان رسول صلى الله عليه و آله جارى ساخت و فاطمه را « فاطمه » ناميد . سپس رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : من تو را مخصوص به دانش نمودم و تو را از خون عادت بازداشتم . سپس ابو جعفر فرمود : به خدا سوگند در وقت اخذ ميثاق ، فاطمه مخصوص به دانش و از پليدىها پاك بود .
با در دست داشتن اين روايات به خوبى مىتوان پى برد كه شكر در مقابل نعمتهاى خاصى بوده كه به خود صديقهء طاهره رسيده است .
علم صديقهء طاهره عليها السلام
به اتفاق و اجماع ثابت شده كه صديقهء طاهره عليها السلام يكى از اهل بيت است كه در حقش آيهء تطهير نازل گشته . پس علم و دانش او با علم ائمه عليهم السلام برابر است .
در مورد علم ائمه عليهم السلام روايات زيادى وارد شده و ما براى نمونه به يك روايت از كافى اكتفا مىكنيم و سپس به توضيح آن مىپردازيم : جابر جعفى مىگويد : از امام باقر عليه السلام در مورد علم امام سؤال كردم . در جواب فرمودند :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 460 ، ح 6 .