مبهوت آرامش باطنى خود و موجهاى تند ظاهريش ساخته است .
بايد بگوئيم كه حتى هيتلرها و ناپلئونها هم تا هيچ قدرت روحى نداشته باشند نمىتوانند بر ديگران مسلط شوند . ناپلئون گر چه در برابر عشق از پاى در مىآيد يا در برابر حب رياست شكست مىخورد كه همه چيز را فدا مىكند ، ولى در ميان سربازانش چنان با محبت كار مىكند كه به قول اكادميسين « تارله » : سزار موحشى كه اروپا در برابرش مىلرزيد در ميان سربازانش همچون يك فرد عادى بود .
سربازانش او را سرجوخه كوچولو ، و كله طاس كوچولو ، لقب مىدادند و با همين قدرت بود كه يك تنه از جزيره سنت هلن به طرف پاريس حركت كرد و سربازان شورشى در همان قدم اول تسليم او شدند و در برابر گفته او كه : « سربازانم شما رادوست دارم » همه به گريه افتادند و اسلحههاى خويش را زمين نهادند .
خودسازى و مسائل روانى (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٩