سپس در سورهء اعراف جواب آن را آورده :
« . . . أَتُجادِلُونَنِى فِى أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ . . . » ؛ « 1 »
آيا با من در مورد نامهايى مجادله مىكنيد كه ( به عنوان معبود و خدا ) شما و پدرانتان ( بر بتها ) گذاردهايد ؟ در حالى كه خداوند هيچ فرمانى دربارهء آنها نازل نكرده است .
دربارهء قوم هود خداوند - تبارك و تعالى - در حالى كه از زبان قوم او حكايت مىكند مىفرمايد :
« قالُوا اجِئتنا لِنَعْبُدَ اللَّه وَحْدَهُ وَ نَذَرَ ما كَانَ يَعْبُد آباءُنا » ؛
گفتند آيا به سراغ ما آمدهاى كه تنها خداى يگانه را بپرستيم و آنچه را پدران ما مىپرستيدند رها كنيم ؟
دربارهء امّت حضرت ابراهيمعليه السلام قرآن از زبان او حكايت مىكند كه به قوم خود گفت :
« وَكَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَلا تَخافُونَ أَ نَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً . . . » ؛ « 2 »
چگونه من از بتهاى شما بترسم در حالى كه شما از اين نمىترسيد كه براى خدا شريكى قرار دادهايد كه هيچگونه دليلى و دستورى دربارهء آن بر شما نازل نكرده است .
بنابراين ، حضرت ابراهيمعليه السلام قوم خود را به دليل اين كه به خداوند در آثار الوهيت و خدايى از قبيل : كمك طلبيدن و پناه بردن شرك مىورزيدند
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيههاى 70 و 71 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 81 .