سخنى در معرّفى كتاب
كتابى كه پيش رو داريد ، حاصل بحث و گفتوگويى است كه بين من و برادر دانشمند و پرهيزكار . . . در موضوع توسّل ، كمك طلبيدن ، يارى جستن و طلب كفايت از ذوات مقدّسهء پيشوايان معصوم شيعهء اثناعشرى عليهم السلام بر اساس آن چه در متون دعاها و زيارتهاى آن بزرگواران ، مانند دعاى فرج با روايت مستفيض « 1 » و زيارت جامعه وارد شده است و تحقيق در اين كه ، آيا آنها ( دعا و زيارت ) با مسئلهء توحيد خداوند متعال منافات دارد و احياناً شرك محسوب مىشود يا خير ؟
اين گفتوگو و مصاحبه زمانى اتفاق افتاد كه به من خبر رسيد شيخ دانشمندى خواندن اين دو دعا و نظاير آن را به نقد كشيده و بر حسب گمان وى ، چنين كارى شرك و بر خلاف قرآن است و اين چنين نيز به شاگردان خود تعليم داده است .
قسمت اوّل نظر ايشان بخشى است كه معتقدند : جملاتِ
« يا مُحمّدُ يا عَلي و يا عَلي يا محمّدُ وَانصراني فَإِنّكُما ناصِران ؛
اى محمّد ! و اى على ! مرا
هامش
( 1 ) . در طبقهبندى روايات ، روايت مستفيض در درجهء دوم بعد از روايت متواترقرار مىگيرد و آن روايتى است كه از سه طريق مختلف وارد شده باشد .