انگيزهء نگارش
انگيزهء تأليف كتابِ حاضر آن بود كه در سال 1405 قمرى يكى از دانش جويان دانشكدهء ادبيات دانشگاه مشهد به ديدار اينجانب آمد و با ناراحتى اظهار داشت : يكى از استادان ما در كلاس به شدّت از خواندن بعضى دعاها و زيارتها در مشاهد مشرّفه ، يا مجالس و محافل دينى انتقاد مىكند و مىگويد : « در اثر بىتوجّهى دانشمندان ، خواندن اين قبيل دعاها و زيارتها - مخصوصاً زيارت جامعه و دعاى فرج - كه مضامين آنها شرك و دوگانهپرستى است ، سخت شايع شده است » .
اينجانب نيز بلافاصله گفتم : لابد تأكيد كلامش عبارت
« وَ إياب الخَلْقِ إليكُمْ وَ حِسابهُم عَلَيكم »
است ، كه آنها را شرك تصوّر مىكند ؛ زيرا خداى متعال فرموده است : « إِنَّ إلينا إِيابَهُم ثُمَّ إنَّ عَلَينا حِسابَهُمْ » دانش جوى مزبور گفت : « بله ، همينگونه استدلال كرد كه شما الآن مىفرماييد » . استاد مذكور اضافه كرد :
مردم به سوى خدا مىروند ، نه به طرف امامان معصوم و حساب مردم در اختيار خداى متعال است كه فرموده : « وَ كفى بِنا حاسِبين » ، نه در اختيار امامان .