محسوب مىشود . در توسّل هم اگر به اذن خدا باشد ، ديگر شرك نخواهد بود . ملاك رسيدن اذن است .
نقد كننده ، در قبال جوابى كه دادهام چنين مىگويد :
« وَ لَو انّهم اذْ ظَلَموا انفُسَهُم جاؤوك فَاسْتَغْفروا اللَّه وَاستَغْفر لَهُم الرَّسُولُ . . . » ؛ « 1 »
و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مىكردند به نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد . . .
آيه جز براى جواز درخواست آمرزش پيامبر از خدا براى گناهكاران دلالت ديگرى ندارد و اين همان شفاعت است و امّا بر اين كه رسول خدا خود بخشندهء گناهان باشد - آن چنانكه ادّعا همين است - دلالتى ندارد و اين معنا ( طلب مغفرت رسول خدا ) با آيهء ديگر كه مىفرمايد : « وَ مَنْ يَغْفِر الذّنُوبَ الّا اللَّه » « 2 » مخالفت و منافاتى ندارد و نيز با فرموده خداوند : « يا ابانا استَغْفِر لَنا ذُنُوبنا » « 3 » .
نتيجه اين كه ؛ طلب دعا و آمرزش از آن بزرگواران ، چه در حال زندگى و چه پس از آن جايز است همانگونه كه از هر مؤمنى كه در درگاه خداوندتقرّب و منزلتى دارد جايز مىباشد ، امّا درخواست اين كه خود ببخشد آيات قرآنى اين معنا را اثبات نمىكند .
در پاسخ مىگوييم : ظاهر مطلب چنين مىنمايد كه انتقاد كننده گرامى
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 64 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 130 ، « چه كسى جز خداوند گناهان را مىبخشد » .
( 3 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 97 ، « اى پدر براى گناهان ما از خدا آمرزش بطلب » .