« امَّنْ يُجيبُ المُضْطَرَّ اذا دَعاهُ و يَكْشِفُ السوء » ؛
آرى ، چه كسى است كه دعاى درماندگان را قبول فرمايد چون دعا كنند ؟ و بلا را برگرداند ؟ .
پاسخ : ناگزير براى روشن شدن موضوع و توضيح مسئله ، عين آنچه را علّامه طبرسى در تفسير جوامع الجامع مىگويد نقل مىكنيم :
« بما عَهِدَ عِندك »
« ما »
مصدريّه است ؛ يعنى به عهد و پيمانى كه در نزد تو دارد و آن عهد همان نبوّت ( پيامبرى ) است . و
« با »
در جملهء « بِما عَهدَ عِنْدَك » يا متعلّق است به « ادْعُ لَنا رَبَّك » كه اين نيز دو صورت دارد :
اوّل : براى برآوردن نياز و آنچه ما از تو با دعا مىخواهيم به حق آنچه در پيش تو وجود دارد مىباشد ، به اين معنا كه خدا را مىخوانيم و به او متوسّل مىشويم به عهد و پيمانى كه با تو دارد .
دوم : « با » ممكن است باء سوگند باشد ؛ تو را به پيمان خدا در نزد تو قَسَم مىدهيم اگر بلا را از ما برگردانى ، قطعاً به تو ايمان مىآوريم .
پس در معناى آيه مىتوان به چند صورت نگريست . به هرحال ، آنچه مطلوب و خواستهء آن قوم از موسىعليه السلام بود ، برگرداندن بلا از آنان مىباشد و احتمالات ديگر تعليلى بود كه گفتيم و توضيح آن چنين است :
« حيثيّت » « 1 »
اوّلًا ، يا اطلاقيّه است و آن حيثيّتى است كه به ذات موضوع
هامش
( 1 ) . « حيثيّت » يعنى جهت و اعتبار ، حيثيّت تعليلى نقش واسطه در ثبوت ( علت ) را دارد . وحيثيّتى است كه اثبات محمول براى موضوع مستند به علت باشد . مانند « الانسان من حيث انه متعجب ضاحك » .
حيثيّت تقييدى ، نقش واسطه در عروض ( قيد موضوع ) را دارد . و مفادش مقيد كردن موضوع به جهتى از جهات است . مانند « الجسم من حيث انه ابيض مرئى » حيثيّت اطلاقى حيثيّتى است كه هيچ كدام از خصوصيات دو حيثيّت فوق را ندارد ؛ يعنى حيثيّت علت و نه تقييد موضوع و به عبارت ديگر لابشرط است ، مانند : « الانسان من حيث انه انسان ، حيوان ناطق » .