« و ما رَمَيْتَ » و مضارع آن را « فَلَمْ تَقْتُلوهُمْ » آورده براى اثبات آنچه از او نفى شده است .
شيخ طبرسى - رضوان اللَّه عليه - در تفسير خود به اين نكتههاى باريك اشاره نفرموده است . شايد خواسته در اينباره خلاصهگويى رعايت شود و يا چه بسا درك موضوع براى اكثريت مشكل بوده ، ازاينرو متعرض نشده .
آرى ، ايشان قدس سره به نكتهاى كه در كلام الهى هست اشاره نموده و دربارهء
« ولكنّ اللَّه رَمى »
مىگويد : زيرا تأثير آنچنانى كه در توان بشر نيست فعل خداوند است كه گويى در حقيقت ، او كننده و فاعل افكندن است و اين كه فعل افكندن از پيامبر صادر نشده است .
گفتهء شيخ قدس سره :
« لِانّ أثره . . . »
. زمانى كه پيامبر « ص » يك مشت از ريگ و خاك به دست گرفت و پاشيد هيچ كس از دشمنان نبودند ، مگر اين كه مشغول بيرون كردن خاك از چشمهايشان بودند ، ليكن قدرت جبرى به وديعت نهاده شده در ريگ ، از ديدگاه عادى بشرى اقتضاى آن را ندارد كه به چشمِ مثلًا حدود يك هزار نفر از دشمن برسد . بنابراين ، از پيامبر نيز به عنوان يك بشر ممكن نبود .
نكتهء كلام اين است كه نفى كند چيزى را كه براى او اثبات شده است .
پس پيامبر هم افكننده و هم كسى است كه آنها را نيفكنده است و به اين نكته و راز عدهء كمى از بزرگان علما در نوشتههاى خود اشارههايى داشتهاند از جمله شيخ اجل و مايهء افتخار ملّت و دين مرحوم شيخ بهائى در كتاب شرح اربعين است كه در شرح حديث مشهور بين عامّه و اماميّه آمده است :
معيار شرك در قرآن (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص١١٣